خرید بک لینک
ا گذشت چند دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موضوعاتی که ممکن است در ذهن ها شکل گیرد در واقع میزان استقامت و پايبندی و يا فاصله گرفتن نظام از آرمان هایی است که در سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی مطرح می گرديد. سخن در اين باره زمانی اهمیت خود را نشان می دهد که بدانیم ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت انقلاب اسلامی در گرو همین موضوع است. بر این اساس عده ای با مشاهده برخی کاستی ها در بخش های مختلف جامعه و یا برخی رفتارها از جانب دست اندرکاران یا مرتبطان نظام اسلامی و ... اینگونه نتیجه می گیرند که نظام اسلامی از مسیر اولیه خود منحرف شده است، این در حالی است که این امور که عمدتاً نیز امور جزئی و نه فراگیر هستند به تنهایی نمی تواند بیانگر کارنامه نظام در دست یابی به اهداف خود باشد و حتی ممکن است در مواردی نشانه عدم انحراف نظام باشد، به عنوان مثال بروز برخی مشکلات همچون مشکلات اقتصادی در کشور ارتباطی با منحرف شدن نظام اسلامی ندارد و این مشکلات دلایل متعددی دارند که نظام اسلامی و ساختارهای آن، بخش کوچکی از این دلایل را تشکیل می دهد، همچنین می توان گفت علت شناسی دقیق این مشکلات حاکی از عدم انحراف از اصول اولیه خود می باشد، به عنوان مثال بخشی از این مشکلات ناشی از سیاست های سلطه طلبانه قدرتهای غربی است که در قالب تحریم های ظالمانه برعلیه کشورمان اعمال می شود، از طرفی می دانیم که علت این همه اعمال فشار و تحریم نیز پافشاری ملت ایران بر اصول و ارزش های انقلابی خود می باشد و این شاهدی بر عدم انحراف نظام از اصول اولیه خود می باشد، بخش دیگری از این مشکلات نیز ناشی از اشکالاتی است که در بخش تقنین و اجرا وجود دارد که این بخش ها نیز در نظام مردم سالار جمهوری اسلامی از منتخبان مردم تشکیل شده است و به همین دلیل هر گونه ضعف و نقصی در آنها به حسن انتخاب یا سوء انتخاب مردم بستگی دارد. در عین حال، گرچه پاره ای از تغییر و تحولات در نگاه ها، عملکردها، مناسبات فرهنگی، رفتارهای اجتماعی و ... نسبت به ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی یک واقعیت است که نمی توان آن را انکار کرد و اين نوع نگاه برخی افراد به ارزش ها، سبک زندگی عده ای از مردم و مسئولان می تواند از آسیب های انقلاب به شمار آيد، لکن اين موارد را نمی توان به عنوان نشانة انحراف انقلاب اسلامی از آرمان های خود دانست، به عنوان مثال تجمل گرایی و اشرافی گری در میان برخی افراد و مسئولين یک آسیب مهم است که همواره مقام معظم رهبری نسبت بدان هشدار داده و فرموده اند: « مسئولان در نظام اسلامی نمیتوانند این تصور را داشته باشند که چون مسئولان در کشورهای دیگر از امکانات گوناگون برخوردارند، پس در نظام اسلامی نیز چنین مواردی مباح است... در جمهوری اسلامی ما با نام اسلام به دنبال حکومت پیامبر اسلام(ص) و امیرالمومنین(ع) هستیم، بنابراین باید با روحیه اشرافیگری و شهوترانی به شدت مقابله شود ».[1] سایر موارد نیز کم و بیش از این قبیل هستند و به تنهایی نمی توانند نشانه انحراف نظام از اهداف خود تلّقی شوند و نهایت این است که وجود این موارد هشداری است برای آسیب شناسی نظام اسلامی و رفع آنها چنانکه مقام معظم رهبری ضمن پذیرش برخی از این آسیب ها همواره هشدارهای جدی برای رفع آن داده اند، به عنوان مثال نادیده گرفته شدن عدالت اجتماعی به بهانه توسعه اقتصادی یکی از آسیب هایی است که نظام اسلامی همواره در معرض آن قرار دارد و به همین دلیل مقام معظم رهبری بارها توجه مسئولان امر را نسبت به این موضوع جلب کرده و از جمله فرموده اند: « درنظام جمهوری اسلامی ایران اساس همه فعالیت ها باید مبتنی برعدالت باشد زیرا قسط و عدل از همه آرمان ها و اهداف نظام اسلامی والاتر و بارزتر است و براین اساس رونق و شکوفایی اقتصادی هنگامی خوب و ارزشمند است که جهت آن مبتنی بر ادامه قسط و عدل در جامعه باشد، رشد اقتصادی در جامعه ما هدف اصلی نیست بلکه رشد اقتصادی جزئی از هدف ماست و جزء دیگر عبارت از عدالت است، هر برنامه اقتصادی آن وقتی معتبر است که با خودش به تنهایی یا در مجموعه برنامه ها ما را به هدف عدالت نزدیک کند والّا اگر ما را از عدالت اجتماعی دور کند به فرض براین که رشد اقتصادی منتهی شود کافی نیست ».[2] بر این اساس برای ارزیابی کارنامه نظام جمهوری اسلامی و میزان پايبندی به اصول و ارزش آن و نيز ميزان دست يابی به اهداف انقلاب اسلامی و ایستادگی در مسير آن، باید ابتدا اهداف کلان انقلاب اسلامی را مد نظر قرار دهیم، این اهداف اجمالاً عبارتند از: 1- تشکیل حکومت مشروع اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه؛ همانطور که می دانیم بنا به مبانی دینی، حاکمیت مشروع از آن خداست و جز خداوند متعال هیچ کس حق حکومت ندارد، مگر اینکه از سوی خداوند متعال مأذون باشد، از این روی در طول تاریخ اسلام، اکثریت قریب به اتفاق حکومت ها فاقد مشروعیت بوده و به اصطلاح طاغوت نامیده می شدند، در این میان یکی از هنرهای امام خمینی (ره) این بود که با قیام خود تلاش کرد تا از یک سو حکومت طاغوت را ریشه کن سازد و از سوی دیگر حکومت مشروع مبتنی بر ولایت فقیه را ایجاد نماید و این هدف به اندازه ای اهمیت داشت که می توان آن را مهم ترین هدف انقلاب اسلامی عنوان کرد، بر این اساس حضرت امام خمینی (ره) در سال 1348، سلسله درس های حکومت اسلامی را که بعدها با عناوینی همچون «ولایت فقیه»، چاپ و منتشر شد، آغاز نمودند و اجمالاً طرح خویش برای تشکیل حکومت جایگزین نظام شاهنشاهی را مشخص ساختند که بر محوریت ولایت فقیه قرار داشت؛ طرحی که بعدها با فراهم شدن شرایط با نام «جمهوری اسلامی» به عنوان نظام جایگزین نظام شاهنشاهی به جهانیان معرفی شد که پایه های آن، بر «اراده مردم» از یک سو و «فرامین شریعت» از سوی دیگر استوار بود، حضرت امام خمینی (ره) در مصاحبه ای در این زمینه در باره جمهوری اسلامی اینگونه توضیح می دهد: « رژيم اسلامى و جمهورى اسلامى، يك رژيمى است متكى بر آراى عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى اش قانون اسلام و بايد منطبق بر قانون اسلام باشد و قانون اسلام مترقى ترين قوانين است».[3] با توجه به این مساله حضرت امام خمینی (ره) بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رفراندوم تشکیل نظام جمهوری اسلامی را اعلام کرد و مردم نیز با مشارکت نزدیک به صد درصدی خویش، به این نظام رای مثبت دادند و پس از آن با تصویب قانون اساسی جدید در مجلس خبرگان قانون اساسی و تایید آن توسط مردم ساختارهای نظام یکی پس از دیگری بنا نهاده شد و این نظام تا به امروز همچنان استوار و پابرجاست. البته همانگونه که قبلا اشاره شد ممکن است پاره ای اشکالات در این نظام موجود باشد، امّا این اشکالات قطعاً به گونه ای نیستند که اصل مشروعیت الهی نظام و جمهوریت آن را زیر سؤال ببرند و یا به معنای انحراف در اساس نظام جمهوری اسلامی باشد. 2- حاکمیت مردم بر سرنوشت خود؛ این هدف نیز از جمله اهداف مهمی است که برای نخستین بار در تاریخ کشور ما اتفاق می افتاد، چرا که تا پیش از این مقطع، به دلیل حاکمیت نظام شاهنشاهی، مردم هرگز نقشی در سرنوشت خویش نداشتند و برخی رخدادها همچون مشروطه که می توانست زمینه ساز اعطای بخشی از حقوق مردم به آنها باشد به دلیل وجود نظام مستبد شاهنشاهی عملاً راه به جایی نمی برد و در نتیجه اگر ادعا شود که مردم در دوران نظام ستمشاهی، هرگز به معنای واقعی کلمه بر سرنوشت خویش حاکمیت نداشتند، ادعای گزافی نشده است، این در حالی است که اصل پیروزی انقلاب اسلامی که یک انقلاب مردمی بود، گام نخست در تعیین سرنوشت ملت به دست خود بود و پس از آن نیز با استقرار نظام مردم سالار جمهوری اسلامی ایران و انتخاب مسئولان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ازجانب مردم، در واقع این مردم بودند که بر سرنوشت خویش و مقدرات کشور حاکم شدند و این روند تا به امروز ادامه داشته است، شاهد بر این نکته نزدیک به چهل انتخاباتی است که در طی چهار دهه پیروزی انقلاب اسلامی ایران برگزار شده و طی آنها منتخبان مردم، در بخش های مختلف نظام به نمایندگی از آنها به تدوین قوانین و یا اجرای امور پرداخته اند و به همین دلیل مسئولیت بخش اعظم تصمیمات و رخدادهای مثبت یا منفی که در این مدت شاهد بودیم بر عهده خود مردم بوده است و هر گونه تغییری در این روند نیز بر اساس خواست مردم امکان پذیر می باشد. 3- استقلال و رهایی از سلطه بیگانه؛ اهمیت این هدف زمانی آشکار می شود که بدانیم تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور ما اگر چه در ظاهر کشوری مستقل بود اما به دلیل وابستگی هایی که به رژیم های سلطه گر به ویژه آمریکا داشت، عملاً فاقد هر گونه استقلالی بود و همین وابستگی از یک سو جلوی هر گونه پیشرفت ایرانیان را می گرفت، از سوی دیگر زمینه چپاول ثروت ملی ایرانیان را فراهم می کرد و از جانب سوم آنها را تابعی از سیاست های نظام سلطه می ساخت، از این روی امام خمینی (ره) به عنوان پیشوای دینی خود را مسئول حفظ استقلال عنوان کرده و می فرمود: « ما از جانب خداى تعالى مأمور حفظ ممالك اسلامى و استقلال آنها هستيم و ترك نصيحت و سكوت [را] در مقابل خطرهايى كه پيش بينى مى شود براى اسلام و استقلال مملكت جرم مى دانيم؛»[4]، سرانجام این هدف مهم با پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران به پیروزی رسید و ملت ایران در گام اول طعم شیرین استقلال سیاسی را چشید و پس از آن در مسیر استقلال در عرصه های مختلف قدم گذاشت و این روند همچنان ادامه دارد، نشانه آن هم موج فزاینده دشمنی هایی است که از سوی نظام سلطه بر علیه کشورمان صورت می گیرد، مقام معظم رهبری هم در این زمینه می فرماید: «دشمنی آمریکا و استکبار جهانی با ایران اسلامی به خاطر حرکت قدرتمندانه مردمی است؛ چون ایمان مردم، علاقه مردم به استقلال و اطمینان به نفس مردم به ضرر آنهاست آنها میخواهند کشور ما را همیشه وابسته نگهدارند؛ آنها میخواهند ازلحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورهای این منطقه را وابسته به خودشان نگهدارند. وقتی کشوری مستقل است و اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود درراهی که او را به سمت اهداف والا میرساند حرکت میکند طبعاً اینها ناراضی میشوند. نارضایتی دشمنان جهانی ما به این خاطر است ».[5] 4- محرومیت زدایی؛ به ویژه با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ایران انقلاب مستضعفین بر علیه مستکبرین بود و به همین دلیل رفع مظاهر فقر و محرومیت از جامعه یکی از اهداف انقلاب اسلامی ایران بود، به همین دلیل بود که حضرت امام خمینی (ره) در همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی فرمودند: « من در اين آخر كه از تهران مي خواستم بيرون بيايم دستور دادم كه تمام املاك و دارايي سلسلة منحوس پهلوي و تمام دارايي آن اشخاصي كه وابسته به او بودند و اين ملت را چاپيدند مصادره بشود و براي طبقه ضعيف مسكن ساخته بشود هم خانه بسازند و زندگي آنها را مرفّه كنند ... ما علاوه بر اينكه زندگي مادي شما را مي خواهيم مرفه بشود زندگي معنوي شما را هم مي خواهيم مرفه باشد»،[6] به لحاظ عملی نیز تأسيس بنياد ها و نهادهايي نظير كميته امداد، حساب 100 امام (ره)، بنياد مستضعفان و غيره گام بزرگی در راه محرومیت زدایی از جامعه بود، چنانکه هر از چند گاه اخبار خوبی از پروژه های محرومیت زدایی به گوش می رسد که توسط این نهادها در کنار برخی نهادهای جدیدتر همچون بنیاد برکت، قرارگاه های محرومیت زدایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ... صورت می پذیرد، با این حال نکته مهمی که وجود دارد این است که در كنار تلاشهاي انجام گرفته نبايد از موانع و معضلاتي كه در اين راه پيش روي كشور قرار گرفت غافل شد، جنگ تحميلي و خسارتهاي ناشي از آن، تحريمها و محاصره اقتصادي و بازسازي ويراني هاي حاصل از جنگ و ... كه فرصتهاي ترقي و پيشرفت را از كشور گرفته و آن روحيه ايثار و تلاش و آن غيرت پر صلابت انقلابي را مصروف دفاع و جنگ نمود و موجب شد كه بسياري از امكانات كشور در اين راه هزينه گردد و مجال كمتري براي توجه جدّي به اقشار محروم جامعه در اختيار دولت قرار بگيرد. 5- پیشرفت همه جانبه؛ این هدف نیز از جمله اهداف مهمی بود که همواره مد نظر رهبران انقلاب بود و امروزه خوشبختانه کشور قدم در مسیر آن گذاشته است چنانکه گزارش اخیر وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) را که رسماً ایران را جزء قدرت های در حال ظهور عنوان می کند،[7] تنها شاهدی بر این مساله می باشد، البته در تحلیل پیشرفت هایی که برای کشور ما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی رقم خورده باید الزاماً با نگاه کلان نگر به ماجرا نگریسته و نباید با مشاهده کوچکترین کاستی و نقصی حکم به ناکارآمدی نظام نمود، توضیح اینکه براي قضاوت پيرامون يک نظام سياسي و کارنامه عملکرد آن مي توان با دو نوع نگاه به ماجرا نگريست : نگاه کلان نگر و نگاه جزئي نگر . بر اساس نگاه جزئي نگر، فرد ارزياب، صرفاً به مسائل خرد و نيز رخدادهاي کوتاه مدت و اوضاع محدود پيرامون خود پرداخته و از اينکه خود در يک مقطعي دچار مشکلي شده است و يا اينکه کشور در مقطعي خاص دچار مشکلاتي گشته است حکم به ناکارآمدي نظام و يا تسرّي مشکلات يک بخش به کل جامعه و نظام مي کند و در نهايت فضايي تيره و تار از اوضاع کل کشور نمايش مي دهد که چنين نگاهي قطعاً نگاهي درست به يک نظام نمي تواند باشد؛ چرا که اين نگاه يک نگاه خرد به اوضاع مي باشد ولي قضاوت آن يک قضاوت کلان است و هيچ تناسبي ميان اين نگاه با قضاوت نهايي نمي باشد و مثل اين است که فردي در يک جنگل پر از درخت هاي سر به فلک کشيده و سر سبز از ديدن يک درخت خشکيده حکم به خشک بودن کليه درخت ها بنمايد که طبيعتاً هیچ انسان معقول و منطقي چنين قضاوتي را از وي نخواهد پذيرفت .

برچسب: نویسنده: کامران عابدی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 14:02

صفحه بندی